|
تاريکي شب |
 |
تاريکي شب سه شمع روشن کردم ، اول براي ديدنت ، دوم براي موندنت ، سوم براي بوسيدنت ، بعد هر سه
رو خاموش کردم براي در آغوش کشيدنت
پاداش آن صفاي خدايي كه در تو بود
اين واپسين ترانه تو را يادگار باد
ماند به سينه ام غم تو يادگار تو
هرگز غمت مباد و خدا با تو يار باد
نظرات شما عزیزان:
|
|
|
|
|